شمارهٔ ۱۸۰
پیر میخانه کند بر رخ اگر در بازمحاصل هر دو جهان در قدمش در بازم
سازگار ار نشود گردش این نیلی خمبا خم باده و با گردش ساغر سازم
عشق خود پرده در آمد چه کنم ورنه بسیجهد کردم که مگر فاش نگردد رازم
عاشق ور ندم بدنام و خوشم کز دگرانبهمین مرتبه در کوی مغان ممتازم
بجهان آمدم و رفتم و در وانشدمنه ز انجام خود آگاه، نه از آغازم
خوارم ار در نظر شیخ عجب نیست نشاطبه خرابات بیا تا نگری اعزازم