شمارهٔ ۱۸۱
ناله ها بر لب و از ناله اثرها داریمبا خیال تو چه شبها چه سحرها داریم
بیخود و بیخبر و عاجز و مسکین و ضعیفبخر ای خواجه ببین تا چه هنرها داریم
از دیار دگریم آمده سوی تو، کجاستترجمانی که بگوید چه خبرها داریم
یک نظر بیش بلعل تو ندیدیم و کنونروزگاریست که در دیده گهرها داریم
از عدم تا بوجود اینهمه ره آمده ایممی ندانیم در این ره چه ضررها داریم
از عدم تا بوجود اینهمه ره باید رفتدیر شد دیر که در پیش سفرها داریم
بار بگذارو گرانی بنه ای دل که براهگر سبکبار نباشیم خطرها داریم
چند روزیست که بر عقل بهمدستی عشقغارت آورده و امید ظفرها داریم
خدمت سایه کشد تا بر خورشید نشاطنخلها کشته و امید ثمرها داریم