شمارهٔ ۱۶۰
وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیه: رق۷ بیت
آگه از زخمم نگشتی ای شکار افکن دریغغافل از ضیدم گذشتی از تو آه، از من دریغ
بی خبر بگذشتی ای برق جهانسوز از برمبود در راهت بامیدی مرا خرمن، دریغ
در میان دیده بودی نی کنار جویبارباغبانی بود سروت را اگر چون من، دریغ
آتشین گلها نگر پر عقده سنبلها ببینجای جان و دل به خارو و خاکشان مسکن، دریغ
گلستان را در فراز و باغبان آگه ز رازدست گلچینان دراز، از سوری و سوسن، دریغ
دست گلچین خستمی پای خزان بشکستمیبر صبا ره بستمی دورم از آن گلشن، دریغ
خاتمی کاو از ازل نام سلیمان نقش داشتبایدش دیدن نشاط از دست اهریمن، دریغ