گنج

شمارهٔ ۱۵

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اهرا۹ بیت
یا رب که چشم بد نرسد آن نگاه راوان طرز بازدیدن بیگاه و گاه را
آن خم بخم سلاسل مشکین پرشکنکاندر شکنج هر خمی افکنده ماه را
آن آستین فشاندن و آن جامه برزدنآن رسم برشکستن طرف کلاه را
بر دسته دسته زلف معنبر در آینهبیند چنانکه شاه مظفر سپاه را
دیبا میفکنید براهش که عاشقاناز نقش چشم و چهره بپوشند راه را
در شرح دوستی بر او لب گشاده امچون عاصیی که عذر بگوید گناه را
خاصان بارگاه رقیبان مدعیحال گدا که عرضه دهد پادشاه را
جز در گه تو راه بجایی نبرده انداز آستان خویش مران داد خواه را
بر لب قرین شکر تو ذکری نیاورمالا دعای خسرو گیتی پناه را