شمارهٔ ۱۴۷
زین گرفتاری چه میجویی دلا آزاد باشزیستی با غم بسی آخر زمانی شاد باش
گر هوای پرفشانی نبودت در سر چه باکگو چمن دام و جهان یکسر همه صیاد باش
خواه طاعت خواه عصیان فارغ از کاری مماندر خور عفوی نهای شایستهٔ بیداد باش
عهد شاه است و به آبادی جهان را دست عهداین خرابی تا به کی ای دل تو نیز آباد باش
توسن شوکت بتاز و محفل عشرت بسازشهسوارا خسروا فیروز زی، دلشاد باش
عرصهٔ جولان فراخ است اشهب همت برانگه مظفر در هری، گه شاد در بغداد باش
در مساق رزم گه فتح و گهی نصرت گزیندر بساط بزم گه با عدل و گه با داد باش
شاد باش و شاد زی تا شاد ماند عالمیای نشاطت بندهٔ فرمان زغم آزاد باش