گنج

شمارهٔ ۱۳۱

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: لهمیپسندد۷ بیت
ستم آخر شد و بیداد به بنیاد آمدنوبت رحمت و فضل و کرم و داد آمد
خجل آن بنده که از بند تو آزادی جستخرم آن صید که از قید تو آزاد آمد
در وفای تو زهی شکر که سر رفت بخاکدر هوایت چه غم از دست که بر باد آمد
خردسالی که فروغ رخش از نور خداستچه عجب بر وی اگر خرده بر استاد آمد
عجبی نیست بمشاطه اگر گیرد عیبآنکه آراسته از حسن خدا داد آمد
پرده افتاد و دگر حاجت مشاطه نماندشیشه بر سنگ شد و تیشه به بنیاد آمد
آمد از خاک درت سر خوش و سر مست نشاطدل نیاورد که گویم ز تو دلشاد آمد