گنج

شمارهٔ ۱۱۷

قافیه: هیبایدکرد۱۰ بیت
ای مبارک شب فیروز امیدصبح شو صبح که خورشید دمید
گل مکان بر زبر شاخ گرفتسرو سر از کنف باغ کشید
دل نشست از قبل منظر چشمجان سوی روزن لب جای گزید
سر زپا پیشترک آمد و هوشقدمی چند ز سر پیش دوید
که هلا کوکب اقبال جهانگشت از موکب اجلال پدید
تخت بر نه که سلیمان آمدجام بر گیر که جمشید رسید
جبذا موکب منصور عزیزمرحبا مقدم میمون سعید
گرد آن غازه ی رخسار علمخاک آن غالیه ی طره ی عید
برو ای هجر که روز تو سیاهبزی ای وصل که روی تو سفید
سر نهادست بدرگاه نشاطراه آمد شدن غم ببرید