گنج

شمارهٔ ۱۰۰

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ریمیباید۹ بیت
از سر کوی سلامت سفری می‌بایدبر سر راه ملامت گذری می‌باید
عشق در دعوت ما آمده ای دل بشتابکه زخون جگرش ما حضری می‌باید
لوح دل سر به سر از گرد هوس گشت سیاهشست‌وشویی به خود از چشم تری می‌باید
ترسمت سر خجل از خاک بر آری که به حشریادگاری به رخ از خاک دری می‌باید
گمرهی خسته و درمانده و مسکین و غریبزین ره ای خضر خدا را گذری می‌باید
بستم از هر دو جهان دیده که بینم به رختیک ره ای دوست به کارم نظری می‌باید
چهره بنمای از آن زلف فرو هشته به رخآخر این تیره شبان را سحری می‌باید
صبح عید است و نشاط از پی قربانی دوستنیست لایق که از او خسته‌تری می‌باید
فربهی نیست سزاوار به قربانگه عشقناتوان جانی و افکنده سری می‌باید