گنج

دل به دام زلف مشکین است باز

دل به دام زلف مشکین است بازبستهٔ آن موی پرچین است باز
حلقه‌های زلف در روی نگارزان دل رنجور غمگین است باز
می‌رود یار و به همراهش رقیبیارب او را این چه آیین است باز