گنج

شمارهٔ ۷۸

قافیه: ستماست۷ بیت
امروز آنچه تاج سر ماست دست ماستسرمایه درستی ما در شکست ماست
نادان بر آبگینه ما سنگ می زندگر هوشمندیی به کسی هست مست ماست
سر می کنیم درسرپیمان خویشتنایمان ما همان به ندای الست ماست
اندیشه از فراز ثریا گذشته استکوتاهیی که هست ز تقریر پست ماست
بر چهره حقیقت اگر مانده پرده ییجرم نگاه دیده صورت پرست ماست
شاهانه فرش بر سر کرسی نهاده انداین طارم خراب چه جای نشست ماست
ننگ است اگر به خاتم جمشید بنگریمپیچاک زلف یار «نظیری » به شست ماست