شمارهٔ ۵۵۶
کجایی گنج پنهانی کجایی؟به معموری، به ویرانی، کجایی؟
نه در ظاهر نه در باطن مقیدانیس جان زندانی کجایی؟
تو ناپیدا و هر چیز از تو پیدافروغ چشم نورانی کجایی؟
نمی گنجی در الفاظ و عباراتتو این معنی وجدانی کجایی؟
ز تو هر خانه پر وجد و سماع استهمه جانی و در جانی کجایی؟
غنیمت های عالم را بدل هستتو ای بی مثل و بی ثانی کجایی؟
دلا حیران تری هر دم ندانمکه همچون چشم قربانی کجایی؟
خداوند حرم در خانه ماستتمنای بیابانی کجایی؟
به پند عقل کردم توبه از عشقخطا کردم پشیمانی کجایی؟
دلم شد تنگ تر از جمع اسبابغلط کردم پریشانی کجایی؟
چو کنعان مبتلای قحط گشتمکجایی ای فراوانی؟ کجایی؟
نه در کفری نه در آیین اسلام«نظیری » هیچ می دانی کجایی؟