شمارهٔ ۴۹۲
نیست دوران را نشاطی رطل مالامال کو؟مطربی کز وی بگردد آسمان را حال کو؟
تاج عزت بالشست و تخت رفعت بسترستسلطنت را یک جوانمرد بلنداقبال کو؟
بوم و دشت مملکت پر از شکار فربهستجره شاهینی که با کبکی زند چنگال کو؟
سنگباران است بر ما روز و شب از حادثاتز آشیان خواهیم برپریم اما بال کو؟
عالم از دیوان مردم روی دارالجهل شدمهدی از ترس ار نمی آید برون دجال کو؟
حسب حال خوش کس از مجموعه یاری نخواندحافظ شیراز را دیوان فرخ فال کو؟
بر خیالش راه آمد شد «نظیری » بسته شدکوی پر از بوالهوس شد غمزه قتال کو؟