گنج

شمارهٔ ۴۵۳

قافیه: انبدوم۹ بیت
به جست و جوی تو سرتاسر جهان بدومچنان که باد به هر سو دود چنان بدوم
ز بس ز شوق تو شوریده ام نمی دانمکه بر زمین بدوم یا بر آسمان بدوم
ز جهل ره بر پیران نکته یابم نیستبه لهو در صف طفلان خرده دان بدوم
کس از قبیله ما رند و عشقباز نبودنصیب بود که دنبال این و آن بدوم
ضرور شد پی روزی شدن چه دانستمکزین کران جهان تا بدان کران بدوم
شدم به جهد که آسوده گردم از منزلکجا گمان که به منزل رسم همان بدوم
به گرد توسن مردی نمی رسم تا کیبه شرق و غرب پذیرای کاروان بدوم
نکرد بخت به معموره ای سبکبارمچو ناله چند ز غم توشه بر میان بدوم
چنان ربوده «نظیری » جنون عشقم عقلکه بر زمین پی ماه و بر آسمان بدوم؟