گنج

شمارهٔ ۴۲۶

قافیه: ارکنم۷ بیت
در دشمن زنم و دوستی اظهار کنمدست دل گیرم و دریوزه دیدار کنم
ناله نغمه سرایان چمن بی اثر استروشی وام ز مرغان گرفتار کنم
رشته را این صنمان حبل متین می سازندتارم از سبحه برآرید که زنار کنم
دلم از زمزمه طرف چمن نگشایدگوش بر قهقهه دامن کهسار کنم
ترسم از رشک در میکده ها دربندندگر از آن شیشه که می خورده ام اقرار کنم
نیست با خشک و تر بیشه من کوتاهیچوب هر نخل که مسند نشود دار کنم
میگساران همه خفتند و «نظیری » در شورداروی بی هشیی نیست که در کار کنم