گنج

شمارهٔ ۳۷۳

قافیه: ابمحظوظ۱۲ بیت
نی خاطرم از کتاب محظوظنی طبع ز انتخاب محظوظ
از بس که مشوشم نگردماز بوی گل و گلاب محظوظ
کوثر به شراب می فروشممستسقیم و ز آب محظوظ
صد شهر کنم به گریه ویراندیوانه ام از خراب محظوظ
پوشیده حیا جمال حالممحظوظم ازین نقاب محظوظ
گر آتش دوزخ آتش ماستکافر شود از عذاب محظوظ
ور کار به آن فرشته خویستعاصی شود از حساب محظوظ
از باده تلخ توبه ام دادگردیدم ازین شراب محظوظ
آتش به رگ و پیش رسیدهگشتم ز دل کباب محظوظ
از فرقت آب تا خبر شدماهی شد از اضطراب محظوظ
ظاهر شد و گفت لن ترانیموسی شد ازین جواب محظوظ
بررفت به آسمان «نظیری »شد ذره ز آفتاب محظوظ