شمارهٔ ۳۷۲
درود پاک تو بر ریش باصفا واعظکه ره ز قول تو دور است تا خدا واعظ
تو از عذاب خدا ما ز مغفرت گوییمنگاه کن تو کجایی و ما کجا واعظ
نفس ز دوری و بیگانگی زنی هر دممگر دل تو به حق نیست آشنا واعظ
شد از وعید تو پرگوش ما چه می گوییاگر به حشر بریم از تو ماجرا واعظ
ز جهل شوم به وحدت نیاوری اقرارتو را چه زهره تکذیب اولیا واعظ
فراز عرش نشان خدای می گوییکشد خدای به چشم تو توتیا واعظ
کلام حق به غلط تا به کی کنی تفسیرتو هیچ شرم نداری ز مصطفا واعظ؟
کجا حدیث «نظیری » تو را فروغ دهدنداده آیت قرآن تو را ضیا واعظ