شمارهٔ ۳۶۹
صد جا در انتخاب تو پیدا کنم غلطتا بر صحیح من نکشی بی تمیز خط
دیدیم اهل دایره بزم خاص راچندان نوشته ای که نگنجد در آن نقط
چشمت به پندنامه ما وانمی شودتا کی قلم جلی و محرف زنیم قط
ما طعم و بو ز کوچه و بازار برده ایمعطار کوی تو نفروشد بجز سقط
تا کی زنند گرد تو اوباش دایرهگیرند در میانه تو را تنگ چو نقط
زین طور بدفرشته نگردد به گرد تویک هفته اختلاط کنی گربه این نمط
ما برکنار تشنه یک گوش ماهیییمطوفان گذشته در شط خم از گلوی بط
می با خلیفه تا خط بغداد جام کشبا تشنه فرات مده جرعه ای ز شط
با این روش که پیش گرفتی فلاح نیستقولی سپرده ایم «نظیری » کشیده خط