گنج

شمارهٔ ۳۳۴

قافیه: ارپیش۱۱ بیت
ساقی بیار جام می خوشگوار پیشتا بعد ازین چه آوردم روزگار پیش
راهم قضا به طرفه فضایی فکنده استخوف سوار در پی و گرد شکار پیش
من در میان لجه خونین فتاده امگو دیگری قدم ننهد از کنار پیش
بعد از هزار سعی که بر در رهم دهندآرند یک بهانه به صد انتظار پیش
گیرم که باغبان قفسم بشکند چه سودگل در حجاب گلبن و صد نیش خار پیش
ساقی دل از تأسف دورم ملول شدپیش آر مستیی که نیارد خمار پیش
از گفتگوی موعظه گویان دلم گرفتهرگز نیامدست مرا هوشیار پیش
رود مغان و درد صراحی سرود شعرهرگز جز این نبوده مرا فکر و کار پیش
دیگر چه اجر طاعت ازین خوب تر دهندجام شراب در کف و روی نگار پیش
ما از قضا به قسمت امروز راضییمگر هست ساعتی به ازین گو بیار پیش
گر چون نبیت معجزه در آستین نهنددست از پی سؤال «نظیری » مدار پیش