شمارهٔ ۳۱۲
به امید توام خرسند ازین پسنخواهم گشت حاجتمند ازین پس
به بهتان گناهم سوخت دشمنبه عصیانم نمی سوزند ازین پس
اگر در دل ملالی یابم از تونخواهم تن به ناخن کند ازین پس
دلم از خانمان برکنده عشقتندارم مهر بر فرزند ازین پس
به بند نیستی دیدم دهانتبه هستی نیستم دربند ازین پس
بر از آغوش شمشادت گرفتمز صرصر نشکنم پیوند ازین پس
کنون خوش وقت باید بود با همکه داند زندگی تا چند ازین پس
به تعلیم خردمندان نبودمبسم نابخردان را پند ازین پس
شکر در مصر ارزان شد «نظیری »به کنعان می فرستم قند ازین پس