شمارهٔ ۲۶۶
امروز کار و بار جهان را خراب گیرفردا که شنبه است شگون از شراب گیر
دریاب سرخوشان چمن را بر هر صبوحشبنم به روی بستر نرگس به خواب گیر
از سرو سرفراخته صوت حزین شنووز شاخ برفروخته مرغ کباب گیر
جز مهر دلبری که قوام حیات ازوستتن را نمود دان و روان را سراب گیر
هر وقت بد که روی دهد آب سیل دانهر نقش خوش که جلوه کند موج آب گیر
اشعار خوش بگوی و حلی بر ورق نگارالفاظ تر بیار و شکر در گلاب گیر
خواهی ز کشف خلوتیان باخبر شویجام شراب درکش و طرف نقاب گیر
خواه از طریق بتکده خواه از ره حرماز هر جهت که شاد شوی فتح باب گیر
هر ذره را به قدر طلب نور داده انددر کار خویش شب پره را آفتاب گیر
فردا دگر به دوست «نظیری » حساب نیستامروز هر سؤال که داری جواب گیر