گنج

شمارهٔ ۱۵

نه عدم بود و نی وجود اینجاصورت وهم می‌نمود اینجا
عکس شخصی فتاد در مسکننیک جستیم کس نبود اینجا
حسن ما کرد جلوه‌ای بر ماعشق ما دل ز ما ربود اینجا
آن که بی نطق و سمع می‌گویندهست در گفت و در شنود اینجا
وآن که نادیدنیش می دانندهست در معرض شهود اینجا
بوالبشر را قوا ملایکه‌اندجزو کل راست در سجود اینجا
کرد انانیت از سجود اِباهستِ ابلیس هست و بود اینجا
نزد تو جبرئیل وحی آوردعقل برقع ز رخ گشود اینجا
مردم چشم عالم انسان استشخص عالم به ما نمود اینجا
دید حسن و جمال آن جا رادر بصر هر که کحل سود اینجا
نسیه‌ها نزد ما همه نقد استدیر ما جمله هست زود اینجا
جام گیتی‌نما «نظیری» یافتزنگ از آیینه چون زدود اینجا