گنج

شمارهٔ ۲۳

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ست۱۵ بیت
گر باده کشانرا طرب از باده ناب استروی تو بصد بار مرا به ز شراب است
دل رفت مرا خرقه و سجاده و تسبیحدر دجله بریزید که بغداد خراب است
هین دفتر دانائی من پاک بشوئیدکاین صفحه رخسار مرا به ز کتاب است
با من که بدریا زده ام شنعت تکفیرتهدید بط ای مدعیان با شط آب است
صد چونمن اگر سوزد از این شعله تو خوشباشمن بیم تو دارم مثل سیخ و کباب است
می باد گران نوشد و با من بستیزداز دست که نالم که مرا بخت بخوابست
مشکل من از ایندر ببرم جان بسلامتمن پیر و هنوز عشق تو را عهد شباب است
از چشم تو قهرم که ببوسی ندهد صلحداند که میان من و لعلت شکراب است
عمرم همه با وعده فردای تو سر شدچون تشنه که پویان پی دریای سرابست
شب عهد گذارد که دگر بیتو نخوابمچون روز شود گویدم اینها همه خواب است
تا زنده ام ای گل هوس سنبل مویتاز چشمه چشمم نرود ریشه در آب است
روزی بغلط تیر نگاهی بمن اندازکاینکار خطائی است که خوشتر ز صوابست
تا دیو نظر بر مه رویش نبرد راهمژگان درازش بکمین تیر شهاب است
نیر کرم داور دین بدرقه ماستدر محکمه عدل چه پرواری حساب است
یاران طرب ما ز رخ ساقی حوض استگر باده گشانرا طرب از باده ناب است