گنج

شمارهٔ ۱۷

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: اناینهمهنیست۱۱ بیت
چندم از کشمکش موی تو جان این همه نیستعمر پیری کهن ای تازه جوان این همه نیست
دل ما و هدف نیر نگاهت هیهاتاعتبار منِ بی‌نام و نشان این همه نیست
مگرم از در لطفی اگر آید ساقیکه سبک‌روحی این رضل گران این همه نیست
باز ماندی ز ره شهوت نفس ای زاهدذوق هم‌خوابگی حور جنان این همه نیست
چند پویی چو سکندر ز پی آب بقاترک ظلمات جهان کن که جهان این همه نیست
بالش خشت و کلاه نمد فقر کجاستلذت تخت جم و تاج کیان این همه نیست
خیمهٔ ما به سر ذروهٔ لاهوت زنیدوسعت دایرهٔ کون مکان این همه نیست
دم به دم ریزد اگر شهد روان زآن لب نوشچه عجب حوصلهٔ تنگ دهان این همه نیست
پنجهٔ ساعد سیمین تو آزرده مبادورنه در دل اثر تیر و کمان این همه نیست
حشم غمره به اندازه به تاراج فرستفحت کشور غارت‌زدگان این همه نیست
نیرا هلهلهٔ پیرزنان می‌کشدمباکم از کشمکش تیر زنان این همه نیست