شمارهٔ ۱۱
سالها گوشه غم بود دل ریش مراباز عشق آمد و افکند به تشویش مرا
صورت شیخ گرفتم به نظر جلوه نداشتبه عنایت نظری ای بچه درویش مرا
با کمند سر زلفت همه چشم است به چشممردم ار نام کند صوفی بدکیش مرا
نیمه جانی بستان از من و عذر مپذیرکه گمان نیست که مقدی هله زین پیش مرا
همه شور است که افکنده لبانت به عراقای همه شور نگاهی به دل ریش مرا
باز کن طره چل تار که از یاد برفتذکر صد دانه زهاد کجاندیش مرا