گنج

بخش ۱۵ - آمدن فرشتهٔ باد به یاری آن حضرت

شد فرشته نار با صد دود آهکه فرشته باد آمد با سپاه
گفت کای دارندۀ چرخ بلندبر جفا صبر و تحمل تا به چند
چون سزد چون، که رباید اهرمنخاتم از دست سلیمان زمن
اینک آوردستم از امر الهسوی تو ای شاه یک هامون سپاه
حکم کن تا باد را فرمان کنیمملک شام و کوفه را ویران کنیم
حکم کن تا بر کنیم اینک ز بنبیخ کفر ای تاجدار امر کن
گفت می ماند که بُردستی ز یادای فرشته داستان قوم عاد
ورنه خود دانی که در پرده که بودآن که کند از بن دیار قوم هود
عاجزا؟ دست آر این امداد راباد در دست است اینجا باد را
دو گواهند این مسا و این صباحکه به دست ماست تسخیر ریاح
آن سلیمان کش مسخر گشت بادنام ما در نقش انگشرت نهاد