بخش ۱۶ - آمدن فرشتهٔ آب به جهت یاری
شد فرشته باد بر مرکز نوانکه فرشته آب شد سویش روان
گفت: کای در بحر موسی را دلیلسوی تو آورده ام صد رود نیل
هین فروزان سیل ها در غرب و شرقیکسر این فرعونیان را ساز غرق
کن ز بنیاد این سواد مخترمچون سبا بر کنده از سیل عرم
حکم کن ای نوح تا سازم غریقجمله در غرقاب طوفان این فریق
آبرا بر قبطیان می ساز خونای تو موسی را به وادی رهنمون
گفت: کای افرشتهٔ فرخنده کیشعذر پیش آور که بردی آب خویش
قدرت الله نیست محتاج مددرو فرو خوان قل هُو الله احد
هفت دریا را مکان از مشت ماستآبها را منبع از انگشت ماست
آب کو بُد حامل عرش مجیدای فرشته خود ز ما آمد پدید
من نمودم شقّ به موسی نیل راوارهاندم از وی اسرائیل را
خواهم ار این خاکدان، کردن خرابمی کشم از جنبشی یکسر در آب
امر ما را بسته طوق انقیاداستطقس آب و آتش، خاک و باد
ای فرشتهٔ آب، راه خویش گیرره کز آنجا آمدستی، پیش گیر
آتشم ترسم ز تاب التهابآب هایت را کند یکسر سراب