بخش ۱۴ - آمدن فرشتهٔ آتش به یاری آن حضرت
گفت: شاها من فرشته آتشمکه سمندوار بر آتش خوشم
حکم کن این نائب رب النجومسوزم این حزب شیاطین از رجوم
گفت: من بودم که با امر جلیلکردم آتش را گلستان بر خلیل
من فرستادم بلای صاعقهای فرشته بر قرون سابقه
هست بر نطقم کلیم الله گواکه منم آن آتش افروز طوا
پر مزن بر آه آتش زای منکآتش عشق است سر تا پای من
دور دار از آتش من دامنتای فرشته تا نسوزد خرمنت
عهد عشق است این نه عهد عمر و زیدپوید اینجا از پی صیاد صید
ور نه گر خواهم من از یک شعله برقخود جهان از غرب سوزم تا به شرق