شمارهٔ ۸۷ - استقبال از حافظ
دل از عشق پریرویان دل من برنمیگیردمده پند من ای ناصح که با من درنمیگیرد
حدیث توبه و تقوی مکن پیش من ای واعظکه با من هرچه میگویی به جز ساغر نمیگیرد
خیال دست رنگینش حمایل کردهام زان روکه در خاطر مرا نقشی از این خوشتر نمیگیرد
به خورشید رخش زان رو تفأل میکند جانمکه عاشق فال دولت را به هر اختر نمیگیرد
الا ای ساقی وحدت، به پیش پیر میخانهگرو کن خرقه خود را، به ما دفتر نمیگیرد
دل من با لب لعلش گرفت الفت به جان زان روکه جز پیوند روحانی در آن جوهر نمیگیرد
ز دست دلبر ساقی نگیرد جام جز عارفمرقعپوش رعنا را رها کن گر نمیگیرد
به خلوتخانه طاعت مکن ارشادم ای صوفیکه جز کوی مغان، عارف ره دیگر نمیگیرد
نسیمی گرچه اشعارت به گوش دلبران هر یکدُرّ شهوار میآید ولی بیزر نمیگیرد