گنج

شمارهٔ ۲۸۳

قافیه: ی۷ بیت
جام شراب و ساقی زیبا و بانگ نییحیی العظام و هی رمیم بفضل حی
از زهد باریا چو نشد کار ما تمامماییم بعد از این و خرابات و جام می
مطرب بیا و نغمه مستانه ساز کنچون کار عشق نیست بجز های و هوی و هی
خورشید عشق پرده ز رخسار برگرفتظل ظلیل عشق ز تشویق گشت طی
جانم فدای عشق که از نور او نمانددر چشم عاشقان بجز از دوست هیچ شی
تا شد اسیر چاه زنخدان او دلمعار آیدش ز شاهی کاووس و جاه کی
بیزار شد ز خرقه و بگذشت ز خانقاهجان نسیمی تا به خرابات برد پی