گنج

شمارهٔ ۲۷۱

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیه: اری۱۴ بیت
ای بر دل پردردم هردم ز تو آزاریکی بود و کجا باشد مثل تو دل آزاری
ای جور و جفا کارت، تا کی کشم آزارتجز جور و جفا با من، هرگز نکنی کاری
ریزی به جفا خونم، آنگاه کنی پرسشمثل تو کجا باشد در هر دو جهان یاری
بر بوی گل وصلت ای غنچه لب بسته!تا کی شکنی هردم در پای دلم خاری؟
بی دانش و دین و دل باد، ای بت سیمین برجانی که نمی خواهد از زلف تو زناری
ای از نظرم پنهان روی تو، نه پنهان بهاز دیده هر بلبل چون روی تو گلزاری
درد تو به هر ساعت داغی نهدم بر دلای شعله زنان از تو در هر جگری ناری
در محنت و غم صابر، در جور و جفا کاملکو خسته دلی چون من یا همچو تو دلداری؟
گفتی نظر اندازم بر زاری زار خودای دلبر عاشق کش! کو همچو من زاری؟
در عشق رخت تا چند، ای ماه وفا پیشه!صدگونه جفا باشد بر من ز هر اغیاری
گاهی جگرم سوزی، گه خون دلم ریزیچند از تو شوم هردم آویخته بر داری
صد باره دل ریشم کردی به جفا پرخونوز روی وفا او را ننواخته ای باری
محنت زده ای چون من در عشق تو کم دیدمبا آنکه چو من داری محنت زده بسیاری
در سینه نسیمی را اسرار تو می جوشدکو همنفس صادق یا محرم اسراری؟