گنج

شمارهٔ ۲۲۹

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ابایدبرون۸ بیت
با چنین حسن آن صنم گر بی حجاب آید برونآفتاب از برقع و ماه از نقاب آید برون
گر شبی طالع شود بر بام چون بدرالدجاتا صباح از شام زلفش آفتاب آید برون
تا بود مهمان چشم من خیال چشم اواز سر چشمم کجا سودای خواب آید برون
گر چو شمع از آتش دل چشم تر دارم چه عیبهر که را سوزد دماغ از دیده آب آید برون
گر خیال چشم مستش زاهدی بیند به خواباز درون صومعه مست و خراب آید برون
هر نفس بوی گلاب آید ز رخسارش ولینیست از گل دور، اگر بوی گلاب آید برون
آفتاب حسن رویت گر بتابد بر فلکشمع خورشید از توانایی و تاب آید برون
چون نسیمی وصف لعل گوهرافشانش کنداز دهانش چون صدف در خوشاب آید برون