گنج

شمارهٔ ۲۰۹

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: انرفتن۷ بیت
به کوی یار می‌باید به چشم خون‌فشان رفتنکه دست خشک نتوان جانب آن آستان رفتن
نشان عشق اگر داری به راه عاشقی می‌روکه این ره بس خطرناک است نتوان بی‌نشان رفتن
دلا رفتی ز شام زلف سوی ماه رخسارشهمین باشد ره یک‌ماهه را شب در میان رفتن
به کویش می‌روم چون سبز شد خط گرد رخسارشبرآمد سبزه‌ها، خواهم به گشت بوستان رفتن
(قدم در نه به صدق دل اگر در عشق یک‌رنگیکه راه کعبه را مؤمن به صدق دل توان رفتن)
چو شد آهم به کوی او دگر بیرون نمی‌آیدتو را ای اشک می‌باید به کوی او روان رفتن
نسیمی بهر دیدارش رود جنت، عجب نبودبهشتی صورتی گر هست دوزخ می‌توان رفتن