شمارهٔ ۲۰۲
ای که نگذشتی ز رویش بر صراط مستقیمتا ابد مردود و گمراهی چو شیطان رجیم
«خالدین » خال سیاهش دان و جنت «وجهه »تا ببینی حسن حق در جنت آباد نعیم
گر ز «الرحمن عل العرش استوی » داری خبراز در طه درآ ای طالب رب رحیم
گر تو هستی از بنی آدم بگو با من که چونهست آدم باء بسم الله الرحمن الرحیم
مؤمن است آیینه مؤمن ببین گر مؤمنیدر هوالمؤمن جمال دوست، تا باشی سلیم
در جهان از امر و خلق و کن فکان و هرچه هستآدم است آیینه ذات خداوند قدیم
گر نبودی مظهر ذات خدا، آدم کجامستحق «اسجدوا» گشتی ز علام علیم
آتش رخسار آدم بود بی روی و ریاآن که می گفت از درخت انی اناالله با کلیم
خلعت «لاخوف » درپوش از «هوالفضل المبین »تا به حق ره یابی و ایمن شوی از خوف و بیم
مصحف حق است رویش چشم و ابرو سوره هاقامت و زلف و دهانش چون الف لام است و میم
بر نسیمی چون ز فضل حق در جنت گشودمیخورد با حور و غلمان سلسبیل از جام سیم