شمارهٔ ۱۹۹
چشم ما بینا به حق شد، ما به حق بینا شدیمصورت خود یافتیم آیینه اشیا شدیم
تا شدیم از نکته چون عیسی و موسی باخبرنوح را کشتی و اهل شرک را دریا شدیم
چون کمال معرفت گشتیم از فضل الهعالم تعلیم علم علم الاسما شدیم
در محیط قل هوالله احد گشتیم غرقلاجرم در ملک وحدت واحد و یکتا شدیم
صورت نقش من و او در میان سرپوش بودچون بدین معنی رسیدیم از گلی پیدا شدیم
چون به سر کنت کنزا ما به حق بردیم راههمچو خورشید از دل هر ذرهای گویا شدیم
ما چو عنقای ازل بودیم در قاف قدیمنقل جا کردیم از آنجا، این زمان اینجا شدیم
نقطه پرگار هستی بیسر و پا یافتیمزان جهت چون دور دایم بیسر و بیپا شدیم
چون نسیمی یافت در هر دو جهان مقصود خویشبینیاز از کام امروز و غم فردا شدیم