شمارهٔ ۱۹۷
علت غایی ز امر کن فکان ما بودهایمجمله اشیا را حقیقت، جسم و جان ما بودهایم
نقطه اول که قوه خواند ابنمریمشصوت و نطق و حرف و قوت همچنان ما بودهایم
ذات بیچونی که هست از عالم ذات و صفاتچون نظر کردیم در تحقیق آن ما بودهایم
ظاهر و باطن که هست از عالم کون و مکانهردو اسمند و، مسما در میان ما بودهایم
ذات اشیا را حیات جاودان از نطق ماستزان که ما نطقیم و حی و جاودان ما بودهایم
گنج معنی آن که مخفی در حجاب غیب بودشد یقین از فضل حق کان بیگمان ما بودهایم
دی دیار هردو عالم غیر ما دیار نیستزان که هستی از زمین تا آسمان ما بودهایم
عقل کل با نه سپهر و چار ارکان و سه روحوان که زین هر چار میزاید همان ما بودهایم
عشق میبازیم با حسن رخ خود جاودانزان که عاشق ما و معشوق نهان ما بودهایم
مصحف رخسار ما را کس نخواند غیر ماکاین صحف را در دو عالم سبعه خوان ما بودهایم
چون مکان ماییم بیما نیست ای طالب مکانچون مکان بیما نباشد در مکان ما بودهایم
پیش از آن کز قوت آید عالم صورت به فعلصورت و معنی ذات مستعان ما بودهایم
ای نسیمی چون شدی سی و دو نطق لایزالمیتوان گفتن که ذات غیبدان ما بودهایم