گنج

شمارهٔ ۱۶۹ - ستایش فضل‌الله نعیمی

تا شنیدم سخن فضل خدا در کپنکمست و مجنون شده‌ام بی سر و پا در کپنک
کپنک پوشی جان وصلت درویشان استبگذر از اطلس و خارا و درآ در کپنک
کپنک پوش علی بود که پوشید نمدشاه مردان جهان سرور ما در کپنک
(کپنک پوش از آنرو شدم از فضل الهیافتم تا به ابد سر خدا در کپنک)
به حقارت منگر هیچ نمد پوشی راکه بسی اهل دلانند دلا در کپنک
آن که او معجز رمز از کپنک پوش ندیدتیغ «الا» بزند گردن «لا» در کپنک
سیدا بار دگر از نمد فقر درآسر اسماء خدا را بنما در کپنک