گنج

شمارهٔ ۱۶۷

صراحی می‌زند هردم انالحقبده ساقی می جام مروق
من از حلق صراحی می‌شنیدمبه وقت صبح تسبیح مصدق
ببین در صورت خوبان که از میعرق چون می‌زند هردم معلق
می و ساقی به غایت سازگار استولی با خاطر پاک محقق
می صافی به مشتاقان حلال استدریغ افسرده‌ها را آب خندق
نسیمی گفت: بی‌رخسار خوبانندارد کار ما سامان و رونق