شمارهٔ ۱۵۴
رق منشور است انسان، رق نگرچشم جان بگشای و روی حق نگر
سوره واللیل زلفش را بخوانوز رخ همچون مهش «وانشق » نگر
ما جوالق پوش عشقیم ای پسراین قلندر بین و این جولق نگر
ای مقید کرده در سجین کتابمعجز این آیت مطلق نگر
تکیه برفردا و طاعت کرده استفکر خام زاهد احمق نگر
ذات اشیا با مسمای الفهمچو بی با اسم حق ملحق نگر
(حسن خوبان شد ز فضل حق پدیدای نسیمی حسن با رونق نگر)
ای نسیمی طالبی در راه اواندرآ در بحر و این زورق نگر
(ای نسیمی از جمال دلبرانمصحف حق را بخوان و حق نگر)
(چون نسیمی از رخت اعلام خواندپادشاهی بین و این سنجق نگر)