گنج

شمارهٔ ۱۲

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ا۱۰ بیت
ای رخت از روی حسن آیینه گیتی نماوی قدت چون طوبی از خوبی به صد نشو و نما
تا که جان بازد ز شوق روی خوبت جان منعاشقان خویش را ای ماه گاهی رو نما
چون رخت مقصود خلق است، کعبه عشاق همهست از این هر عالمی عاشق تو را تنها نه ما
جان جانها چون سر زلف تو آمد لاجرمگر تو ننمایی رخت هردم رود صد جان ز ما
ساقیا بر یاد چشم مست یار دلرباخیز و در عین قدح ریز آن می راحت فزا
خیز و در بحر محیط می فکن کشتی جامتا چو ما گردی در این دریا به حکمت آشنا
حرمت می دار کز بیت الحرام آورده اندتا شوی از شرب او واقف ز اسرار قضا
تلخی‌اش را حق شمر چون گفته‌اند «الحق مر»رنگ و بویش را مدان باطل که آن نبود روا
زاهدا! نوشیدن می از سر اخلاص و صدقبهتر از ورزیدن زهد است با شید و ریا
در هوای دلبران عمر نسیمی صرف شدوز همه در عمر خود هرگز نمی‌بیند وفا