شمارهٔ ۱۱۳
آنان که به تقلید مجرد گرویدنددورند ز حق، زان به حقیقت نرسیدند
خورشید یقین از افق غیب برآمداین بی بصران دیده ببستند و ندیدند
نزدیکتر از مردم چشم است ولیکنبی معرفتان از رخ آن ماه بعیدند
دور از حرم و کعبه و خلدند همه عمردر وادی جهل از پی پندار دویدند
اعمی شمر آن بی بصران را که ز تحقیقدر دیده دل کحل بصیرت نکشیدند
(مستان هوا در ظلماتند و ضلالتاز عین حیات آب بقا زان نچشیدند)
قومی که پرستند خدا را به تصوراز نور یقین دور چو شیطان پلیدند
دیوان رجیمند به سیرت نه به صورتهرچند که از روی صفت شیخ و رشیدند
آن زمره که شد نور یقین هادی ایشاندر مرتبه صدق چو قرآن مجیدند
بر طور دل از شوق چو موسی «ارنی » گویدیدار خدا دیده و در گفت و شنیدند
هستند به حق یافته راه از سر تحقیقایمن شده از «ان عذابی لشدید»ند
آنها که نگشتند به حق زنده جاویدپژمرده و خوشیده به جا همچو قدیدند
خورشید پرستان طریقت چو نسیمیاز فضل الهی همه در ظل مدیدند