گنج

شمارهٔ ۴ - مسدس ترکیب

۱۸ بیت
ای شاه تخت «من عرف »شد نقد طاعاتم تلف
در بقاء بحر لطفدستم تو گیری از شرف
تا دامنت آرم به کفیا حضرت شاه نجف
در بند عصیانم اسیردارم گناهان کبیر
ای بی مثال و بی نظیر!الحق تویی شاه و امیر
افتاده ها را دست گیریا حضرت شاه نجف!
شاها! ولی و داوریمردان عالم را سری
هم رهنما و رهبریساقی حوض کوثری
هم یاور و هم سرورییا حضرت شاه نجف!
سلطان و شاه کاملیدارم به مهرت خوشدلی
شد صبح ایمانم جلیگویم ز راه مقبلی:
یا شاه مردان! یا علی!یا حضرت شاه نجف
مقصود ذات آدمیدر محیط اعظمی
هم اعظمی هم اعلمیموسی ید و عیسی دمی
سلطان هر دو عالمییا حضرت شاه نجف!
دشمن ز تیغت سینه چاکاز تیغ غم بادا هلاک
ایمان و مولای تو پاکدیگر ندارد هیچ باک
آن را که برداری ز خاکیا حضرت شاه نجف!