شمارهٔ ۱۰
یمین ممالک ملک فخرالدینکه هم یمن ملکی و هم فخر دین
قبای زر اندود افلاک راتراز از خط توست بر آستین
اگر عزم تو ترک میدان کندشود آسمان در مکانی مکین
وگر حزم تو ترک جولان کندمبتّر شود در زمانی زمین
بسوزد چو ساعی بود قهر اوزحل را اثیر از دم آتشین
بسازد چو داعی بود لطف توحمل را ز خام اسد پوستین
عطارد پناها شناسی که منبه شعری رسیدم ز شعر متین
چو زاغ کمان طوطی طبع مناز آن گوشهگیر است و عزلت نشین
که بهر کتابت ز دیوان شاهجدا همچو جزو رهی شد رهین
اگر یارئی میکنی درخورستکه یارت خدا باد و ناصر معین