شمارهٔ ۷۴
فقیه کودن مسکین نه مرد صحبت ماستبیار باده که این یک دو روزه نوبت ماست
مقیم کوی مغانیم و رند و عاشق و مستکنون که روز وصالست، صبح دولت ماست
کسی که عقل ندارد کجا کند معلومدقیقههای نهانی که در شریعت ماست
من از مطالعهٔ صورتت شدم غافلخط تو بر ورق گل کتاب حکمت ماست
بیا که گر تو خود آئی پرستشت نکنمزهی خدای پرستی که در شریعت ماست
چرا نماز کنم بهر بوستان بهشت؟دمی تفرج دیدار دوست جنت ماست
ندای غیب شنیدست بارها ناصرکه زهد و فسق همه خلق در مشیت ماست