شمارهٔ ۶۰۸
ای یافته نبوت از ذات تو کمالیرفته به عرش و کرده با دوست اتصالی
بگرفته ملک و ملت در فقر فخر کردهچون دیگران نبوده مایل به جاه و مالی
ای گشته میم نامت نور دو چشم عالمطغرای هفت حامیم بر دولت تو دالی
آنچ از تو گشت صادر ما از خدای دیدهنفس تو مردهای بود در پیش حق تعالی
پروانه را پر و بال از قرب شمع سوزدشمعی تو کز تو یابد پروانه پر و بالی
تو مقصدی و آدم در پیش تو طفیلیتو گوهری و عالم در جنب تو سفالی
ناصر کمینه سایل بر آستانهٔ توستگر چه تو فیض بخشی بیحاجت سؤالی