شمارهٔ ۴۹
خوشا وقت رندان هشیار مستکه با غصه شادند و با نیست هست
به معنی بزرگ و به صورت حقیربه همت بلند و به مقدار پست
شب و روز مخمور خمر بلیازل تا ابد مست جام الست
چو نرگس ز خوان فلک سیرچشمچو غنچه ز ملک جهان تنگ دست
به آزادگی سر کشیده چو سروولی مانده در بندگی پایبست
چو مه تابناک از رخ همچو مهرچو ماهی گرفتار زلف چو شست
ز بهر مراد کسان نامرادبه پیمان درست و به خود درشکست
نه چون زاهدان خود پرستی کننداگر دُرد نوشند، اگر می پرست
اگر ناصر از هجر ایشان بسوختهمین بس که چون خار با گل نشست