گنج

شمارهٔ ۱۲۱

۹ بیت
نه جز تو اهل دل را دلبری هستنه از تو در جهان شیرین‌تری هست
نثار گرد راهت گر دلی بودفدای خاک پایت گر سری هست
در وصلب به رویم بسته باداجز این در دو جهانم گر دری هست
به زلفت بسته نتوان شد همه عمرکه ما را نیز سودا و سری هست
کسی گردد ندیم خلوت خاصکه چون شمعش ز آتش افسری هست
به درویشی مبین ما را که ما رااز آب چشم گلگون گوهری هست
دل از تقلید خالی کن که مقصودبرون از کفر و ایمان دیگری هست
طواف دیر کن دوری که او نیزز ملک لایزالی کشوری هست
نکردی یاد از ناصر که ما راغلامی یا سگی یا چاکری هست