شمارهٔ ۳ - در نعت نبی اکرم فرماید
ای ز تأیید ازل نقد امانت را امینمحرم اسرار قرآن، همدم روحالامین
صادق اعظم، محمد صاحب تیغ و کتابسرور اهل هدی، سرخیل اصحابالیمین
احمد مرسل، ابوالقاسم که رضوان در بهشتمیکند از خاک پایت توتیای حور عین
چشمهٔ خورشید از آن شد چشم پر نور فلککو نهد هر صبح بر خاک جناب تو جبین
اختران در پای تو چون دانهٔ گوهر نثارآسمان در دست تو چون حلقهٔ انگشترین
تا شده دارالشفای دردمندان دین توداده کوران گمان را سرمهٔ عینالیقین
ماه نو را کرده گردون از برای تو رکاببر براق برقسیر آن شب که بربستی تو زین
چون مگس از سوختن ترسید و نامد جبرئیلتو چو پروانه به شمع وصل گشتی همنشین
در بیان شرع یزدان با صحابه گفته رازدر مقام لی معالله با خدا بوده قرین
گاه تیغ ظالمان از گوهر تو برده آبگه شکسته سنگ بدخواهان تو را درّ ثمین
مرغ جان بیدلان غوغا کند همچون ذبابدر سخن چون از لب شیرین فشانی انگبین
آمد از والشمس مقصود الهی نام توای خدا خورده به روی عالم آرایت یمین
مشک از آهو بود با بویت ار لافی زندچین تو را در مشک و آهو مشک میسازد به چین
جوهر جسم تو چون پنهان شد اندر درج خاکدر طلب سرگشته میگردد فلک گرد زمین
یا حبیبالله ز خواب مغفرت بردار سرنرگس رعنا گشا و حال مشتاقان ببین
انتظار عاشقان در هجر تو بسیار شدخیز از خاک لحد چون ارغوان و یاسمین
داد مظلومان امت ده که دور از روی توظلم بیدینان خرابی کرد در بنیاد دین
بر سر خاک تو تا دل بستهام قندیلوارشعلهٔ مهر تو دارم در درون آتشین
جز گدای آستانت نیست ناصر، زانکه هستآستانت را کلید دولت اندر آستین