شمارهٔ ۵۶
فتاده گوشه چشم تو تا به خانه مادکان سرمه فروش است آستانه ما
دماغ بلبل ما بس که نازک افتادستبه شاخ نکهت گل باشد آشیانه ما
بر آسمان نبود کهکشان که می بینیبه روی چرخ بود زخم تازیانه ما
حدیث زلف تو تقریر کی توان کردنشکسته است چو خطت زبان شانه ما
شکسته ایم سر نفس و گردن شیطانز آسیا شده بیرون درست دانه ما
کسی که خیره نظر سیدا چو شبنم شدبه روی سبزه و گل پرورد زمانه ما