گنج

شمارهٔ ۵۲۳

۷ بیت
ای سرو مایل قد دلجوی کیستیخم گشته از تصور ابروی کیستی
چون غنچه سر به جیب تفکر نهاده ییچون گل دریده پیرهن از بوی کیستی
هر سو چو باد صبحدم آشفته می رویدر جستجوی نکهت گیسوی کیستی
نبشته بر رخ تو غباری ز مشک نابامروز خاکمال ز هندوی کیستی
آرام چون سپند نداری به هیچ جایای آفتاب سوخته روی کیستی
سر در پی غزال تو دارند آهوانتو خود فریب خورده آهوی کیستی
شبها به دیده خواب نداری چو سیداقربان شوم بگوی دعاگوی کیستی!