گنج

شمارهٔ ۵۱۶

۵ بیت
می‌کشم می هر سحر با می‌پرست تازه‌ایباده بخشد نشئه دیگر ز دست تازه‌ای
کاکل مشکین به دوش افگنده پیدا شد ز دوردر صف دل‌ها پدید آمد شکست تازه‌ای
همچو نرگس در چمن ساغر به دست ایستاده‌امآرزو دارم که بینم چشم مست تازه‌ای
پنجه خود را نگارین کرده آمد بر سرماین ستمگر باز پیدا کرد دست تازه‌ای
سیدا از سبحه بر کف دی برهمن دید و گفتبر در بتخانه آمد بت‌پرست تازه‌ای